تبليغاتX
head> رها چون باد
رها چون باد
به زندگی من سلام بده ...
 

عزیزم دور از چشم باد در گوش این کبوتران هزاران نغمه عاشقانه گفته ام ...

بر لبهایشان بوسه زده ام تا پیش تو بیایند ...

اینها امانتدار نفس های من هستند تا در تو بدمند ...

باز بلند شوی و به زندگی من سلام دهی ...

باز کن پنجره را کبوتران از راه دوری امده اند ....

 


[ ]
+
من در اوجم ...
 

عزیزم

مرا در اغوش بکش من در اوجم ...

مست از اینکه یگانه قلبت من هستم ...

مست غرورم وقتی در قلبت جای دارم...

باز در تو عشق می دمم تا دوباره متولد شوی...

نغمه هایت باز در من دمیده ...

مرا در اغوش بکش من در اوجم ...

 


[ ]
+
خوشحالم ...
 

عزیزم

امروز می خواستم همه پرندگان را در دست بگیرم بر بالهایشان بوسه زنم

دست محبت بر سرشان بکشم ...

مشتی دانه هدیه اشان کردم...

از ذوق توی هوا بودم ...

دلم می خواد همه گل های رز دنیا رو بهت هدیه کنم ....

باورم نمی شه همه چیز داره درست می شه...

فکر کنم توی این سالها هیچ وقت به اندازه امروز خوشحال نبودم ...

خدایا شکرتتتتتتتتتتت.........


[ ]
+
تو منی...
 

عزیزم

هر چه می خواهم از تو دوری کنم نمی توانم ...

انگار خود منی از خودم نمی تونم فرار کنم ...

امروز خیلی دلم گرفت .

وقتی اون اتفاق افتاد خیلی جلوی اشکام رو گرفتم که نریزه ...

اینهمه فشار ؟ مگه گناهم چیه؟ از همه بدتر نبود تو که آرامم کنی...

 

 

من که گفته بودم!
همه می آیند که بروند
هرکه آمد، رفت
هرکه رفت، نماند
تو رفته ای و پاییز آمده است
برگها خود را
... درآغوش باد و باران رها کرده اند
رفته ای و ندیده ای
گلبرگهای پرپر را باد با خود برده است
به دور دستهای انتظار
حال كافی ست
چشمانت را ببندی و تا ته سينه نفسی بكشی
جهان هنوز هم به بوي عطر گل یاس آغشته است
حالا به باد بگو تا ابد بوزد.
تا ابد بوزد
تا ابد ، تو باز نخواهی گشت
راستي...
خوش باش!
همه برمی گردند
آنكه رفته است، منم
.
.
.
.
ParSa~
See More

[ ]
+
چه فایده ؟!!!
 

می خوام از عشق تو و همه ادمهایی که همچین ادعایی دارند دور شوم ...

چه فایده که وقتی دلم می گیره باهات حرف می زنم حرفام جواب نداره؟؟

چه فایده که در لحظات تنهایی هزاران بار بگویم دوست دارم وبشنوم دوستت دارم

انگار بین کوهستان ایستاده ام ...

خسته ام کردی...خسته ام کردند ...

فایده این همه جنگیده چیه؟؟

اینهمه سنگ جلوی پام می اندازند وبر می دارم ...

وقتی تو با کس دیگه مشغول عشقبازی هستی

 هزاران بار هم بگویی دوستت دارم چه فایده ؟؟

کی بفکر منه؟حتی تو با اینهمه ادعات ...

چه قدر خسته شدم...درست زمانی باید ایستاده باشم ...

 


[ ]
+
نمی دانم ...
 

امروز وقتی اون نور فلش به اونصورت ترکید همه اش توی شوک بودم...

چند لحظه قبلش سافت رو  ناخوداگاه روی اون گذاشتم وگرنه ...

همه خورده شیشه ها توی صورتم ریخته بود ...

می دانم باز تو و نیروی تو بود ...بودن تو ...

همه چیز ما از بودن اغاز شده بود روزی که من سراغاز همه بودن هایت بودم ....

 خاطرات شیرین بودن در کنار هم ...راستی چرا زود رنگ باخت ؟!!!

از زمانی که من وتو از هم دور شدیم ؟

نمی دانم تو دور شدی یا من رفتم اما باز همان حس به من وتو منتقل شد ...

بودن با هم بودن برای هم  !!!

نمی دانم  که دیگر بودن چه معنای دارد ...

که من سراغازش باشم وتو که الفبایش را باز برایم هجی کنی...

شاید بودن همین است که قلب ما به هم گرم می شود و از هم مواظبت می کنیم ...

 

 

 

 


[ ]
+
من اینجایم ...
 

عزیزم

آرام باش بیقراری نکن...

من همینجا کنا رتوام ...

شب است و ماه مثل همیشه در دل شب مجبور دلبری است ...

من محو چشمان توام وماه عصبانی از ندیده شدن...

ماه منی من کسی دیگه رو نمی بینم ..

آرام باش عزیزکم من اینجایم...

 


[ ]
+
دلتنگی!!!
 

 

دلتنگم از این دنیا ...

 

برایم قصه ای بگو ...

 

چقدر خواب خوبه وقتی دلخوشی به بیداری نباشه ...

 

 


[ ]
+
می خوام ادم باشم...
عزیزم

دلم برای خودم می سوزد ...

چرا باید وقتی داره کارم درست می شه یه عاشق نما نذاره؟

فقط بخاطر اینکه روزی بهش نه گفتم؟!!!

دلم برای خودم می سوزه که تکیه گاهی ندارم ...

چند روزی بود بهم می گفتند من مثل دختری هستم که توی فیلم

یکی از ما دونفر تهمینه میلانی است ...

فیلم را دیدم آره مثل من بود می خواست آدم باشه اما کسی نمی فهمید ..

باید همه جا سنگ بزرگ جلوم باشه چون که می خوام ادم باشم ...

چون نمی خوام خودمو ارزون بفروشم ...

اما کسی نمی فهمه ...اینا چه می فهمن ؟

وقتی اونقدر برای فیلمم زحمت کشیدم و حالا...

چقدر الان بهت احتیاج دارم تا سرم رو بذارم روی شونه ات ...

تا کلی گریه کنم و این بغض لعنتی رو خالی کنم ...

جرمم فقط این که نمی خوام مثل بقیه باشم ....

 

 


[ ]
+
در تو حلول کنم؟؟
 

روزی  باز در تو حلو ل می کنم وزنده می شوی ...

باز با لبخند به این دنیا بر می گردی...

دستان گرمم به دستانت گرما می دهد ...

نفسم هم نوای نغمه هایت می شود ...

حال بگو می خواهی باز در تو حلول کنم؟؟؟

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!