كاش تمام مي شد تا از اين لحظه ها رها شوم .
نمي دانم چرا بيشتر دورم شلوغ مي شود ومن بيشتر به بودن تونياز پيدا مي كنم .
حس فريادو بغض را با هم دارم وگلوي كه ديگر محل خوبي براي نگهداري اين دو نيست .
فرسوده شده طاقتش كم شده ..
چرا باورنداري كه كم كم دارم كم ميارم .
بين جمع بودن و تنها بودن ! بين چهره هاي رنگ رنگ شلوغ با چشماني يخ زده در قحطي عاطفه ...
چرا تو نبايد باشي كه غم هاي چند ساله را خالي كنم ؟
شايد اينبار بهانه اي شوي تا اين بغض چند ساله شكسته شود ...
جاري باشيد
|
+| نوشته شده توسط
رها در دوشنبه 11 خرداد1388
|