دوباره سال نو شد .
سا ل نو چه بي معني !
براي مني كه ياد اور ان است كه تو باز نيستي .
يادت مي ايد درست همين روز بود .
با طناب تو توي اين چاه رفتم و حالا عيد برايم چقدر زجر اور است .
امشب باز دلم بهونه داره ...
دلم تو را مي خواهد ...
دلم شانه هايت را مي خواهد ...
دلم صبوريت را مي خواهد ..
دلم دستهايت را مي خواهد كه اشك هايم را پاك كني ...
|
+| نوشته شده توسط
رها در شنبه 8 فروردین1388
|