تبليغاتX
رها چون باد - شکستمش..
....زمزمه هاي در باد گوش كنيد...
 شکستمش..

 

بالاخره شكستمش ..

راحت شدم.

مي دوني مثل اينه كه يه ظرف با ارزش داشته باشي .

يه جاي مطمئن بذاري كه كسي دستش بهش نرسه.

شبها خواب نداري كه مبادا دست كسي بهش بخوره يا تلنگري بهش وارد بشه.

خلاصه آرامش نداري كه مبادا از دستش بدي.

از طرفي دوست داري زيبائيش رو همه ببينند . بدونند چه ظرف با قيمتي داري.

يه روز خسته مي شي پا مي شي از جاش با دقت درش مياري.

مدتي نگاش مي كني محوش مي شي اشك تو چشمات جمع مي شه

اما بايد كار را تمام كني خسته شدي چشماتو مي بندي و محكم به زمينش مي زني .

چشماتو باز مي كني . غرق اشك شدي . اما يه نفس راحت مي كشي.

ديگه تموم شد

 

|+| نوشته شده توسط رها در چهارشنبه 15 اسفند1386  |
 
 
بالا
میرحسین موسوی